یادش بخیر؛

     

         پارسال همین موقع ها بود که مسیر خودمون رو انتخاب کردیم ...




        رشته ها و شغل های مورد علاقه من از طفولیت تا کنون:


-یادم نمیاد ولی می گن می خواستم خیاط بشم!

-دبستانی که بودم،معلمی (مختص روزای معلم!)

-وارد راهنمایی که شدم به تاریخ علاقه مند شدم. بابام بعد از کلی کلنجار رفتن (نمی دونم با من یا با خودش!) برام یه کتاب قطور تاریخ آورد که البته فرداش من تغییر علاقه دادم!

-یه مدت از کتابخونه مدرسه کتابای روانشناسی می گرفتم.

-آخرای راهنمایی تو انجمن زیست مدرسه ثبت نام کردم چون از درس تشریح خوشم اومده بود و به جراح شدن فک می کردم! اون موقع حتی نمی دونستم تو دبیرستان ریاضی بخونم یا تجربی!

-به فلسفه علاقه پیدا کردم ولی حوصله شنیدن فلسفه دیگران رو نداشتم!

-کل دوره دبیرستان مباحث فیزیک رو دنبال می کردم حتی می خواستم تو دانشگاه فیزیکو ادامه بدم!

-پیش دانشگاهی، با طراحی صنعتی آشنا شدم و تو کنکور هنرم شرکت کردم و تا آبان بین اون و معماری دودل بودم!

.

.

.

اما نهایتا تو رشته معماری موندم و الانم به شدت ازش راضیم به خصوص چون تجلی گاه هندسه ست. هدفمم از انتخابش حل مشکلات اجتماعی به وسیله اونه.



حالا شما بفرمایید از روند علاقتون: