برف می‌بارد؛
برف می‌بارد به روی خار و خاراسنگ.
کوه‌ها خاموش،
دره‌ها دلتنگ،
راه‌ها چشم انتظار کاروانی با صدای زنگ...
بر نمی‌شد گر ز بام کلبه‌ها دودی،
یا که سوسوی چراغی گر پیامی مان نمی‌آورد،
ردِّ پاها گر نمی‌افتاد روی جاده‌ها لغزان،
ما چه می‌کردیم در کولاک دل آشفتهٔ دم سرد؟
آنک، آنک کلبه‌ای روشن،

روی تپه، روبه روی من...


(بخشی از منظومه آرش کمانگیر اثر سیاوش کسرایی)




چهار تصویر از طبیعت برفی

کوه های گاوازنگ


گنبد سلطانیه (این عکسو از تو جاده گرفتم)